محمود احمدی نژاد تهدید کرد!/پاسخ جنجالی احمدی نژاد درباره کابینه جوان دولتش + فیلم
محمود احمدی نژاد گفت: در صورت عدم تایید صلاحیت، در انتخابات شرکت نمیکنم، به کسی رای نخواهم داد و از هیچ نامزدی هم حمایت نخواهم کرد

محمود احمدی نژاد برای انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرد.محمود احمدی نژاد از سال ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶ اولین استاندار اردبیل و از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴ شهردار تهران بود.محمود احمدی نژاد هماکنون عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و دانشیار دانشگاه علم و صنعت ایران است. محمود احمدی نژاد تهدید به ترور شد.آخرین خبرهای مربوط به محمود احمدی نژاد را در سایت خبرآزاد ببینید.
خبرنگار خطاب به احمدی نژاد: تو کابینه تون دوباره مثل کابینه قبل جوون هست یا نه؟ احمدی نژاد: من خودم جوونم دیگه!
محمود احمدی نژاد پس از ثبت نام، در کنفرانس خبری نیز حاضر شد و گفت: حقیقتا با روالی که اکنون کشور اداره میشود، امکان اصلاح وجود ندارد. مشکل اصلی نوع نگاه کلان به کشور است. جدا شدن حکومت از مردم در حدی است که بهکلی از اهداف انقلاب دور شدهایم.
وی افزود: زمانی افتخار نظام، حضور پرشور مردم در انتخابات بود اما اکنون کار به جایی رسیده که از اطلاع رسانی و اعلام آمار در انتخابات طفره میروند. مردم هیچوقت آنها را قبول نداشتند و نمونهاش هم انتخابات قبلی است.
داوطلب انتخابات ریاستجمهوری با بیان اینکه به مردم بیاعتنایی شد، تصریح کرد: انتخابات پرشور به یک طبل توخالی تبدیل شده است و اسم آن را هم انقلابیگری گذاشتند، این یک انحراف بزرگ و اساسی است و اکنون نیز امیدوارند که به بهانهی کرونا مشارکت مردم را ماستمالی کنند.
نظر محمود احمدی نژاد در مورد انتخابات 1400
احمدینژاد با بیان اینکه کشور با دور کردن مردم از صحنه تصمیمگیری ضعیفتر شده است، ادامه داد: بهلحاظ بین المللی در شرایط نامطلوبی قرار داریم و شاهدیم که هر دو گروه در مسیر انحراف از اسلام و انقلاب حرکت میکنند.
وی گفت: صحبت من این است که به مردم برگردیم و آنها را به حساب بیاوریم؛ انتخاب حق مردم است. شرایط آینده کشور با غیبت مردم در صحنه سختتر میشود.
رئیسجمهور سابق تصریح کرد: من هیچ انگیزه شخصی ندارم و حضورم برای احترام به ملت ایران است. مردم از سراسر کشور اصرار داشتند که این فرزندشان در انتخابات شرکت کند. من شرایط امروز را از لحاظ روانی از زمان جنگ بدتر میدانم.
احمدی نژاد با بیان اینکه ایران دارای ظرفیتهای استثنایی است، خاطرنشان کرد: به سرعت میتوان امید و نشاط را به جامعه برگرداند.
وی گفت: اینجانب فرزند ملت ایران هستم و دولت ایرانی تشکیل خواهم داد. باید توجه داشت که شرایط داخلی و خارجی بسیار حساس است. شاید این انتخابات آخرین فرصت باشد؛ تعیین سرنوشت حق اصلی مردم است.
محمود احمدی نژاد گفت: در صورت عدم تایید صلاحیت، در انتخابات شرکت نمیکنم، به کسی رای نخواهم داد و از هیچ نامزدی هم حمایت نخواهم کرد.
شیوه محمود احمدی نژاد در تبلیغات
هرچند حالا چندسالی هست که عصر «احمدینژادیها» سرآمده و اکنون حتی اسفندیار رحیممشایی و حمید بقایی- به عنوان دو چهره اصلی حلقه احمدینژادیها- نیز پشت میلههای زندان و دور از احمدینژاد روزگار میگذرانند و این یعنی، درست آن است که به همان تعبیر نخست بسنده کنیم و بگوییم: «احمدینژاد»!
منش و مرام خاص «احمدینژادی» در سیاستورزی اما ظاهرا چیزی نیست که وابسته به دوری و نزدیکی کنشگران سیاسی به شخص احمدینژاد تغییر کند. چنانکه دیروز در اتفاقی عجیب و دور از انتظار یک نمونه افشاگری - که البته بهتر است همان تعبیر «بگم بگم» را در توصیفش به کار ببریم - از سوی یکی از آخرین افراد جدا شده از حلقه احمدینژادیها، آن هم علیه یکی از معدود چهرههای باقیمانده در این حلقه رقم خورد و مطابق انتظار با واکنش به نسبت گسترده افکار عمومی مواجه شد.
آنجا که عبدالرضا داوری، مشاور رسانهای پیشین احمدینژاد در توییتی علیه حمید بقایی نوشت: «اموال و املاک حمید بقایی که غالبا به نام همسرانش انتقال یافته، هیچ تناسبی با حقوق و مزایای یک مدیر دولتی ندارد. از خودروهای متعدد و املاک تجاری و ویلایی در تهران و کاخ در آبسرد تا چمدان مکشوفهاش مملو از سکه و دلار و اوراق بهادار؛ یک مفسد اقتصادی که نقاب پاکدستی بر چهره دارد.»
این توییت داوری علیه بقایی، آنهم در شرایطی که این دو، سالها همراه با احمدینژاد، از نزدیکترین چهرههای سیاسی به یکدیگر بودند و نیز با توجه به آنکه به تازگی، داوری به شیوهای باورناپذیر و غیرقابلدرک از یاران سابقش فاصله گرفته و هر از گاه علیه آنان اظهارنظر میکند، بیش از همه با موضعگیریهایی از این جنس همراه بود که او چرا اکنون، زبان به بیان این مسائل گشوده و چرا تمامی سالهایی که بنابه ادعای او، بقایی کنار دستش، مشغول «فساد اقتصادی» پشت «نقاب پاکدستی» بوده، کلامی نگفته است.
اما در عین حال برخی ناظران نیز از این گفتند که طرح چنین ادعای سنگینی در یک توییت، آن هم بدون سند و مدرک، نهتنها نشانهای از عبور داوری از یاران سابقش نیست، بلکه اتفاقا ادامه همان مشی و مرامی است که چنانچه اشاره شد در ادبیات سیاسی- رسانهای ایرانی با تعبیر «بگم بگم» مطرح است و نه با هدف افشا و مبارزه با فساد که با انگیزههای سیاسی دنبال میشود؛ آنهم در روزها و هفتههایی که عبدالرضا داوری اگرچه تاکید دارد به عنوان «مشاور رسانهای احمدینژاد» معرفی نشود اما از جهتی دیگر نیز بسیار شبیه به احمدینژاد رفتار میکند و پای صحبت شبکههای سیاسی ماهوارهای است.
با این تفاوت که احمدینژاد به هر حال زمانی رییسجمهوری مملکت بوده و رسانههای غیرفارسی زبان هم برای مصاحبه به سراغش میروند اما داوری، طبیعتا جز حضور در برنامههای سیاسی یکی، دو کانال تلویزیونی فارسیزبان همچون ایراناینترنشنال و نشستن کنار دیگر کارشناسان این شبکهها، جایگاهی ندارد.
شگرد جدید محمود احمدی نژاد برای رای آوردن
کارگردانان بازیهای تبلیغاتی احمدینژاد، اینبار تجمعی در یکی از مناطق لرستان برای مطرح کردن وی تشکیل دادند تحت عنوان «آئین مردمی بزرگداشت وکیلالرعایا کریمخان زند» با سخنرانی احمدینژاد!
فیلم این نمایش انتخاباتی را دفتر تبلیغاتی جریان انحرافی که خود را «دولت بهار» مینامد، در فضای مجازی منتشر کرد تا وانمود کند این شخص، مثل کریمخان زند در خدمت مردم است! غافل از اینکه اهل فن میدانند او یک هنرپیشه چند چهره است که البته دیگر حنایش رنگی ندارد.
هشت سال پیش وقتی محمود احمدینژاد ساختمان پاستور را ترک میکرد و اتاق ریاست جمهوری را به حسن روحانی تحویل میداد همه میدانستند این رفتن بدون سودای بازگشت نیست.
هرچند سالهای ۹۲ تا ۹۵ را میتوان به عنوان سالهای سکوت احمدی نژاد معرفی کرد اما این سکوت گویا آرامش قبل از توفان بود همان سالهایی که تلاش میکرد همچنان خود را به عنوان سیاستمداری در چارچوب نظام نشان دهد و نهایتا سخنرانیهایش به همراه یاران گرمابه و گلستان به چند انتقاد به دولت یازدهم ختم میشد ؛ اما این دوران عمر زیادی نداشت به هر حال انتخابات در حال نزدیک شدن بود و باید احمدینژاد از پوست قبلی خود خارج میشد و این پوستاندازی از روزهای منتهی به انتخابات ۹۶ شروع شد.
«یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمیدانیم ما که شما شرکت کنید... یکی بگوید فلانی گفته، یکی بگوید نگفته، یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو.» مهرماه ۹۵ بود که این جملات را رهبری در جلسه درس خارج بیان کردند؛ هرچند اسمی آورده نشد اما مخاطب این جملات مشخص بود و برای همه اظهرمن الشمس بود که روی سخن به محمود احمدی نژاد است.
چند ماه بعد از این جملات یعنی درست ۲۳ فروردین ماه سال ۹۶ احمدینژاد دست در دست بقایی و مشایی وارد ساختمان وزارت کشور شد. آن زمان تصور بر این بود که این قشون کشی دوستانه برای ثبتنام بقایی در انتخابات است و با توجه به نهی رهبری احمدینژاد پا در این رقابت نمیگذارد اما از آنجا که رفتارهایش هیچگاه قابل پیشبینی نبود این گمانهزنی هم درست از آب در نیامد و رئیس دولت نهم و دهم شناسنامه را از جیب کت بیرون آورد تا در برابر چشم همه نشان دهد دستبردار از قدرت نیست.
پرونده کاندیداتوری محمود احمدینژاد در دوازدهمین انتخابات به فاصله چند روز با مهر رد صلاحیت شورای نگهبان بسته شد اما این پایان خیالپردازیها برای او نبود.
قلب تپنده محمود احمدینژاد برای ریاست جمهوری ۱۴۰۰
نه صحبتی از بقایی میکند نه حرفی از تظلمخواهی برای مشایی پیش میکشد؛ شعارهای پوپولیستیاش را همچنان بر زبان میراند البته نه از جنس افزایش یارانه و لباس محلی پوشیدن بلکه در قد و قامت یک اپوزیسیون نظام جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند؛ با اینکه همچنان صندلی در مجمع تشخیص مصلحت نظام به او تخصیص داده شده است اما صحبتهایش در بیرون از مجمع هیچ سنخیتی با مصالح نظام ندارد و تقریبا هر هفته خبری، مصاحبهای، دل نوشته یا نامهای از او بر روی خروجی رسانهها قرار میگیرد.
یک روز از لزوم مذاکره میگوید و روز دیگر اعلام میکند که قرار است ترور شود؛ خلاصه که دریای اظهارات عجیب و غریب او پایان ندارد و این روزها که بوی انتخابات ریاست جمهوری مشامها را پر کرده است محمود احمدینژاد پا در رکاب انتخابات گذاشته و میخواهد هر طور شده دوباره خود را به ساختمان پاستور برساند. حالا دیگر نیاز بیشتری دارد تا مردم را به سمت خود جذب کند آنقدر طرفدار جمع کند که یا حکومت را وادار به تایید صلاحیت خود کند یا شاید هم دیوارهایی از حصر و حبس را ترسیم کند تا محبوبیت را جایگزین معروفیت کند.
منبع:تسنیم